پنج شنبه 1 آبان 1399
13 : 14
22 / 10 / 2020
دفاعی - امنیتی  >  "امنیت" و "احساس امنیت"
پنج شنبه 10 مهر 1399 51 : 15 تعداد بازدید ها : 54 کد خبر : 8937
به اشتراک گذاری
سرتیپ دوم پاسدار –سیروس سجادیان / یادداشت امنیتی – انتظامی :
0

"امنیت" و "احساس امنیت"

وجود امنیت و احساس امنیت، حصول اطمینان از مصون بودن ارزشهای حاکم و عدم وجود هرگونه تعرض و یا تهدیدی علیه ارزشها در جامعه میباشد، لذا ممکن است در جامعه ای امنیت وجود داشته باشد اما مردم احساس امنیت نداشته باشند.

امنیت دارای ابعاد، مؤلفه ها و سطوح مختلفی می باشد که مجال گفتن آن در این یادداشت نیست. اما امنیت از نظر بُعد شامل؛ امنیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، دفاعی – امنیتی، زیست محیطی و علم و فناوری است، از نظر سطح شامل؛ بین المللی، منطقه ای، ملی و محلی میباشد. لذا بحث ما در این یادداشت "امنیت اجتماعی" با مؤلفه "امنیت فردی" و "شاخصِ احساس امنیت" در"سطح محلی" میباشد.

وقتی که در فضای عمومی صحبت از "امنیت و احساس امنیت" می شود بهتر است که مفهوم امنیت و احساس امنیت تبیین گردد. تاکنون تعاریف متعددی از منظر صاحب نظران در مورد امنیت شده است، اما دراین یادداشت تعریف عملیاتی ما از امنیت "درامان بودن، نداشتن ترس و داشتن آرامش و اطمینان خاطرازعدم خوف می باشد و "احساس امنیت" حالت روحی و روانی ( ذهنی ) است که افراد ترس و هراسی نسبت به خدشه دار شدن امنیت اجتماعی و فردی نداشته و اطمینان دارند که حقوق شهروندی آنان به مخاطره نمی افتد.

در جامعه ای که  احساس امنیت کاهش داشته باشد اخلال در روند امور جامعه افزایش و امنیت روانی شهروندان مختل می گردد. تعرض و یا تهدید عليه افراد در جامعه، احساس امنیت را کاهش می دهد. وقتی امنیت و احساس امنیتِ ضعیف، متغیرهای تشکیل دهنده نداشته باشد ناامنی ایجاد می شود. مشاهده میشود که بعضا" مسئولینی اعلام می کنند که امنیت کامل وجود دارد اما افرادی که در آن محدوده و یا محلِ مورد سخن زندگی می کنند این احساس را ندارند که در امنیت به سر می برند. لذا وقتی که افراد جامعه احساس کنند که در امنیت به سر نمی برند باید بدنبال ماهیت ضعف در وجود امنیت بود. وقتی که گفته میشود تعرض و یا تهدید علیه افراد سبب کاهش احساس امنیت می شود باید بررسی کرد که متغیر این پدیده (احساس ناامنی ) به کدام سازمان و یا دستگاه تولید و حفظ کننده امنیت در جامعه بر می گردد؟ زیرا بر آن اساس می توان مرجع تعرض و یا تهدید را مشخص و راهکارهای لازم را پیش بینی کرد. لذا پر واضح اینکه در جامعه ای که امنیت وجود داشته باشد اما مردم احساس امنیت نداشته باشند، عدم احساس امنیت باعث ایجاد اخلال در روند امور جامعه و کاهش امنیت روانی می گردد.

"امنیت روانیِ" افراد به میزان و نوع جرایم ارتکابی توسط "بزه کاران" در جامعه بازمی گردد، بدین معنی که هر چه فراوانی بزه بیشتر و نوع بزه خشن تر، احساس امنیت پایین تر می باشد. در جرایم سخت و خشن مانند آدم ربایی، سرقت مسلحانه، راهزنی و ترور، در جرایم خرد مانند سرقت کیف پول یک کارمند بازنشسته در داخل اتوبوس یا مترو به سبب اهمیت، سرقت لوازم داخل خودرو، سرقت منزل ، سرقت خودرو و یا کیف قاپی به سبب کمیت، می تواند امنیت روانی جامعه را برهم بزند.

وقتی که در جامعه ای متولیان تولید و حفظ امنیت از تامین امنیت برای شهروندان ناتوان و اعضای آن جامعه از سوی افراد یا گروه های بزه کار مانند سارقین مسلح، آدم ربایان، قاچاقچیان موادمخدر، راهزنان، اراذل و اوباش و عدم جبران خسارت های مادی و معنوی وارده  بر آنان و برخورد با بزه کار، در معرض خطر باشند در واقع آن جامعه ، جامعه ی ناامن تلقی و افراد آن احساس ناامنی می کنند. در واقع، وقتی جامعه  امنیت دارد که محیطی امن برای زندگی، کار و اوقات فراغت برای افراد فراهم گردد. لذا اگر با جامعه ای روبرو شدیم که افراد به سبب تعرض و یا تهدید، ضعف در کشف – دستگیری - رسیدگی، به مجازات نرسیدن بزه کار و عوامل تهدید و تعرض،  دچار ناامیدی- نگرانی و دغدغه بودند و بزه کاری در آن رواج داشته باشد، چنین جامعه ای ناامن و احساس ناامنی بر آن جامعه حاکم می باشد.

لذا خیلی ساده عرض کنم؛ از یاد نمیبریم که از قدیم می گفتند "علم" بهتر است یا "ثروت"؟! و در اکثر مواقع موضوع انشاء دوره های دبستان و دبیرستان بود، اما در عمل ثروتمندان به دنبال علم بودند و بیچارگان به دنبال ثروت.

امنیت میتواند مانند "ثروت" باشد و احساس امنیت به مثابه "آرامش". اگر فردی دارای ثروت باشد اما آرامش نداشته باشد وضعیت مطلوبی ندارد. زیرا امنیت توام با احساس امنیت برای انسان ارزشمند و سبب آرامش و "آسایش" شهروندان میباشد. امنیت و احساس امنیت را میتوان مانند "اعتماد و اطمینان" دانست، بدین معنی که ما به سلامت یک فرد برای انجام کاری اعتماد داریم اما پس از واگذاری کار به ایشان آیا اطمینان داریم که آن کار را به درستی انجام می دهد؟! قطعا" آسوده خاطر نیستیم و دغدغه هایی برای حصول اطمینان از صحت انجام کار داریم ، لذا در رابطه با امنیت و احساس امنیت می شود چنین استنباط کرد که امنیت در جامعه وجود دارد آیا احساس امنیت هم وجود دارد؟!.

بد نیست مثالی بیاوریم در حوزه امنیت عمومی؛ فرض بفرمایید که در یک شهر مامورین ناجا نسبت به تامین امنیت و برقراری آن با حضور فیزیکی و غیر فیزیکی اقدام نموده اند و افراد جامعه با مشاهده عوامل ناجا امنیت را لمس می کنند. حال همین افراد خودرو خود را در حاشیه خیابان پارک کرده و برای خرید و .... چند ساعتی خودرو را ترک می کنند. در طول مدتی که خودرو را ترک کرده آیا اطمینان دارد که دستبردی به محتویات داخل خودرو یا سرقت خودرو انجام نمیشود؟! با وجود امنیت و مشاهده عوامل امنیت ساز در جامعه همین دغدغه ی دستبرد و یا سرقت، برای او احساس نا امنی ایجاد میکند و چنین شرایطی نشان از کاهش احساس امنیت در آن جامعه میباشد. لذا در یک جامعه صرفا" وجود امنیت برای شهروندان کافی نیست و مهمتر از آن احساس امنیت می باشد.

احساس امنیت بر وضعیتی دلالت می کند که در آن افراد جامعه با محیط تشدید کننده بزه مواجه نیستند. همانگونه که عوامل انتظامی موظف به تامین و حفظ امنیتِ شهروندان هستند سایر سازمان ها و نهاد ها برای افزایش و تقویت احساس امنیت در این تامین و حفاظت سهمی دارند که باید ایفای نقش کنند. آنچه پرواضح است در کشور امنیت مطلوبی وجود دارد، لکن برای افزایش احساس امنیت باید تلاش های راهبردی هدفمند و مؤثر با همت بیشتر و تلاش مضاعف صورت پذیرد. 1399.07.10

ارسال نظر
نام
آدرس ایمیل
دیدگاه :